ولادت با سعادت امام رضا(ع) ودهه کرامت مبارک

پلک خورشید به فرمان تو بر می خیزد صبح ، از سمت خراسان تو بر می خیزد
نور ، هر صبح می افتد به در خانه ی تو بعد از گوشه ی چشمان تو برمی خیزد
تبریک مولاجان تبریک ....
دست بر قلبم گذاشتم تا سلامی خالصانه به حریم مشهدالرضا و به محضر آقای مهربانی ها بفرستم :
السلام علیک یا علی ابن موسی ...
اما : دستی مرا به سمت قبله ی جانم میگرداند :
رو به سمت جمکران عاشقی ات می کنم و
سلامی عاشقانه به محضرت روانه می کنم ...
السلام علیک یا صاحب الزمان یا بقیه الله
سلامم را بپذیر که از عشق از آتش جانم برآمده و
به آستانت پر می کشد ...
نمی دانم شادمانی ام با اشک چشمانم چه نسبتی دارد که تا به نامت کمی شادمان میشوم : دلم باران میزند ...
ببخش که تبریکم بوی دلتنگی گرفته :
خودت دلم را هوایی کردی تا در زمین بماند و بگیرد
برایت به هر بهانه ..
قول دادم عاشقانه که برایت می نویسم :
چشمانم بخندد به یادت اما دست من نیست :
دلم بهانه گیر شده ...
بهانه می گیرد
که اگر علی ابن موسی غریب بود پس چرا صاحب زمان من غریبانه تر از هر امام زمانی در غربتِ زمین مانده ..
بیا مولای من :
بیا حواس دلم را پرت کن :
غم هایم دلتنگی هایم را به جذبه ی لبخندی ببَر :
هزار بار با دلم حرف زدم روزهای شادِ زمین را نگِریَد اما :
به نام تو که می رسد : اختیارش از دستم میرود ...
دل است و عاشق که تورامی خواهد و بهانه ی دیدار دارد :
چشمم به حریم طلایی مولایم علی ابن موسی که می رسد : یادت می کنم
که کاش مولای من هم بود مرا به زیارت می برد و شفاعتم را می کرد ...
مولای من :
به دلم قول زیارت داده ام آقا :
دلم شهر آرزوهای ترا می خواهد و اذن دیداری عاشقانه ...
بیا اذن دیدارم بده : من هم مانند تو پشت دروازه ی ظهور ایستاده ام تا به اشارتی :
خورشید چهره ات بتابد و دلم روشن شود به برق لبخندت ...
مــــگذار مرا در این هیاهو ، آقـــــا
تــــنها و غریب و سر به زانو آقـــــا
ای کاش ضمانت دلم را بکنی
تــــــکرارقشنگ بچــــه آهــــو ، آقـــــا
ولادت با سعادت هشمتمین اختر تابناک بشریت حضرت امام رضا(ع) بر امام زمان ارواحنا له الفدا و تمام مسلمین جهان مبارک باد
