شما که نیستید...

مسجد محل 

کوچه ها  و خیابانها 

شما که نیستید!!! 

هیچ صفایی ندارد 

عجبا این گروه دست در شناسنامه می برند  تا بزرگتر نشان دهند و جواز حضور بگیرند .

گروه

گروه 

پرواز کردند این قوم

رسید نمی خواهد  

برای عروج پا لازم نیست 

کسی که جان را می دهد بروی اعضاء بدنش قیمت نمیگذارد  

دریغ از پارسال هم دیگر معنا نمی دهد  وقتی ثبت است  بر جریده عالم  دوام ما ..

سربند های یا زهرا    ..

قمقمه ...

پلاک و چفیه هایتان هنوز هم زینت بخش نامه ها  و خانه هامان است ...

رفقایم رفتند  

سرم سنگین بود  ...

دلبستگیهایم بیش...

دل کندن سخت بود 

جان دادن آسان  ..

ما ماندگار شدیم ..

نوشته ها وزن و قافیه و قالب خاصی ندارند 

سبک خاصی هم نیستند 

اما چون شما را در خود جای داده است معنا پیدا میکند ..

یادگار شبهای دلتنگیم...

زمانی که قلبم گنچایش غم را ندارد .

زمانی که نمی توانم اشکهایم را در چشمان همیشه منتظرم نگاه دارم ..

وقتی که بغض های فرو خورده ام  پی در پی میشکنند ..

وقتی حسرت ، بیش از صبر می شود 

وقتی طاقت و تحمل به انتها میرسد .

زمانی است که به تو نیاز پیدا می کنم ..

سری به صندوقچه خاطرات ..

پلاک و چفیه ..

نامه های آن سالها .

چفیه دانه دانه اشکهایم را پاک میکند 

میبویمش 

با ریزش هر اشک غمهایم را بر می دارد ..

تک تک بغضهایم را رها میکنم ..

غصه را بیرون می کنم 

میشکنم ..

درد و رنج را می شکنم..

چفیه .وقتی اشکهایم را پاک می کنی  بجایش سبکی می نشانی  .

خدایا کی خوابهایم تعبیر می شود ..

کی دعاهای متمنایم مستجاب می شود ...

بوی چفیه درد را تسکین می دهد ..

بوی چفیه خاکریز را بیاد می آورد .

شبهای نخلستان را .

چفیه یادگار شبهای دلتنگیم ...

مهدي (ع) و نداي مظلوميت حسين (ع)

راجع به اينکه امام زمان (ارواحنا له الفداء) به هنگام ظهور چه مطالبي را مي گويند و با چه سخناني آغاز خواهند نمود، رواياتي است، از جمله ي آنها روايتي است که محدّث بزرگوار مرحوم شيخ علي يزدي حائري متوفاي سال 1333 هـ.ق نقل کرده است. او مي گويد: زماني که قائم آل محمد عليهم السلام ظهور کند، ما بين رکن و مقام مي ايستد و پنج ندا مي دهد:

1. اَلا يا اَهلَ العالَم اَنَا الاِمام القائِم.

2. اَلا يا اَهلَ العالَم اَنَا الصَّمصامُ المُنتَقِم.

3. اَلا يا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِي الحُسَين قَتَلُوهُ عَطشاناً.

4. الا يا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِي الحُسَين طَرَحُوهُ عُرياناً.

5. اَلا يا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِي الحُسَين سَحَقُوهُ عُدواناً. (الزام الناصب ، ج 2 ، ص 282)

آگاه باشيد اي جهانيان که منم امام قائم، آگاه باشيد اي اهل عالم که منم شمشير انتقام گيرنده، بيدار باشيد اي اهل جهان که جدّ من حسين را تشنه کام کشتند، بيدار باشيد اي اهل عالم که جد من حسين را روي خاک افکندند، آگاه باشيد اي جهانيان که حق جد من حسين را از روي کينه توزي پايمال کردند.

طبق اين نقل، سه نداي اخير، مخصوص و ويژه ي جد بزرگوارش امام حسين (ع) است و مصائب جگرخراش آن سيد ابرار را بازگو مي کند و اذيت و آزارهاي جانکاهي که بر آن حضرت در صحنه ي خونين کربلا رفت، را يادآوري مي فرمايد.

نخست از قتل جدّ خود سخن مي گويد که خود اعظم المصائب و بزرگترين فاجعه، در جهان اسلام به شمار مي آيد. و در کنار همين مطلب و همراه آن مصيبت تأثرانگيز و رقّت بار، عطش امام حسين (ع) را ياد مي کنند، مصيبتي که هيچکس آن را توجيه نمي کند و حتّي درباره دشمن خود نپسنديده و روا نمي دارد و به حقيقت، لکه ننگين و عاري بر دامن بني اميه و آل زياد- عليهم اللعنه- و سپاه ديو و دد صفت کوفه و شام گرديد که براي ابد قابل رفع و زوال و شستشو نخواهد بود. آنگاه مصيبت رقت انگيز ديگري را از جدّ خود حسين (ع) ذکر مي کنند و آن روي خاک افکندن بدن مبارک آن حجت بالغه ي الهي است که در هيچ منطق و مکتبي روا نبوده و نيست. و همراه تذکر اين مصيبت، نکته ي ديگري را ذکر مي کنند که دلها را مي شکافد و اشک غم و اندوه را بر گونه، روان مي سازد و آن مصيبت عريان کردن بدن نازنين آن امام معصوم و آن انسان آزاده ي خداجو و با عظمت است که خود پناه مستضعفان و محرومان و نقطه ي بارز اميد اهل ايمان بلکه مطلق انسان ها بود.

راستي چه کسي مي تواند تحمل اين فاجعه ي بزرگ را بکند که بدن مقدس ولي اعظم پروردگار را برهنه روي خاک بيندازند؟

در آخر، از بزرگترين فاجعه اي که در کربلا صورت گرفت و به دست آن وحشي صفتان دور از انسانيت بر بدن مبارک حضرت ابي عبدالله الحسين (ع) واقع شد، سخن مي گويند و آن موضوع کوبيده شدن نازنين پيکر تقوا و طهارت، بدن مقدس حسين (ع) است. موضوعي که هيچ کسي که کمترين مراتب انسانيت را دارا باشد آن را نمي پذيرد و صحّه بر آن نمي گذارد و با هيچ منطقي قابل توجيه نيست. موضوعي که هر چند انسان به کشتن دشمن سرسخت خود رضا دهد، بدان رضا نخواهد داد. مصيبتي که انسان متعارف و خالي از کينه و پستي، تاب شنيدن آن را ندارد و به حقيقت، انسان از وقوع آن در کربلا آن هم نسبت به بدن پسر ريحانه ي پيامبر اکرم (ص)، شرمسار و سربزير گرديد.

یا مهدی (عج)

اي آنکه در نگاهت حجمي زنور داري

کي از مسير کوچه قصد عبور داري؟

چشم انتظار ماندم، تا بر شبم بتابي

اي آنکه در حجابت درياي نور داري

من غرق در گناهم، کي مي کني نگاهم؟

برعکس چشمهايم چشمي صبور داري

از پرده ها برون شد، سوز نهاني ما

کوک است ساز دلها، کي ميل شور داري؟

در خواب ديده بودم، يک شب فروغ رويت

کي در سراي چشمم، قصد ظهور داري؟

اللهم عجل لولیک الفرج...

این روزا چقد بارون میباره

چقد قشنگه!ولی...

یا صاحب الزمان!

شیشه ی پنجره را باران شست

از دل تنگ من اما چه کسی یاد تورا خواهد شست؟

نیومدی و کوچمون کلافه شد

یه جمعه به ندیدنت اضافه شد.....
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4