معنی مردن در فرهنگ خودمونی !! (طنز)


کاربردهای مختلف " مردن " در فرهنگ ما !!

برو بمیر : برو گمشو !

بمیرم برات : خیلی دلم برایت می سوزد !

می میرم برات : عاشقتم !

می مردی ؟ : چرا کار را انجام ندادی ؟

مردی ؟ : چرا جواب نمی دهی ؟

نمردیم و ... : بالاخره اتفاق افتاد !

مردیم تا ... : صبرمان تمام شد !

مرده : بی حال !

مردنی : نحیف و لاغر !

مردم : خسته شدم!

من بمیرم ؟ : راست می گویی

قران

قران

 اگرشمادرحال حمل قران باشید

شیطان دچار درد شدید در سر میشود

و باز کردن قرآن ، شیطان را تجزیه می کند

و با خواندن قرآن ، به حالت غش فرو میرود..

و خواندن قرآن باعث در اغما رفتنش میشود؟؟؟؟

و آیا شما می دانید که هنگامی که می خواهید

این پیام را به دیگران منتقل کنید ،

شیطان سعی خواهد کرد تا شما را منصرف کند؟؟؟؟

فریب شیطان را نخور!!!!!


گنجشکها

شبهای من غمگین شده است

من نمی خوابم تا

گنجشکها بیایند

نمی خوابم تا به آنها غذا بدهم

دلم برایشان تنگ می شود

دلم پر از صدای گنجشک می شود

دلم می گوید:تو چرا نمی خوابی؟

جواب می دهم:من دلم برای گنجشکها تنگ می شود.

او می گوید:باشه- تو که این همه احساساتی هستی

چرا برای خودت نیستی؟

جواب می دهم:گنجشکها مهربانند

دلم برای آنها می سوزد

دل من می گوید:چرا برای بقیه دلت نمی سوزد؟

گفتم:گنجشکها توی سرما می سوزند

دل من هم برای آنها می سوزد

دل من تاس شده است

چگونه در میان جمع بهترین باشیم؟

سرتا پا گوش باش!!!!

با خودت رو راست باش!!!!

جادویی که پشت زبان شما پنهان است!!!!

نقش پادری را بازی نکن!!!!!

ادامه نوشته

ب سلامتی...

به سلامتي پسري كه باباش وقتي 10سالش بود زد تو گوشش هيچي نگفت،

تو 20سالگي همين كار رو كرد بازم هيچي نگفت،

تو 30سالگي وقتي زد تو گوشش، زد زيره گريه. باباش گفت:چرا گريه ميكني؟   گفت:آخه قديما دستت نمي لرزيد بابا !!!!!

ای روزها......

چشمانت را ببند ای شهید....

مبادا این روز ها را در مقابل مادرم زهرا س شهادت دهی...

 

دل یوسفش خون است وما....

پسرک

افسار چشمهایش را بازِ باز گذاشته بود

دوستانش می گفتند: « تفریح و خیابان گردی که امّل بازی بر نمی دارد . »

شب که به خانه برگشت اول مصیبتش بود . شادی ها و خنده های وسط خیابان یک طرف ،

بی خوابی و فکرهای جور و ناجور هم یک طرف .

 

مادر که بی قراری پسرش را دید به قرص و شربت و داروهای گیاهی متوسل شد ...

اما پسرک می دانست تا حافظه ی چشمش از تمام دیده های خیابانی پاک نشود آرامش باز نمی گردد .

 

 

آورده های مادر را کنار گذاشت و سجاده اش را پهن کرد. این تنها راه آرامش بود .

« الا بذکر الله تطمئن القلوب »

چرا؟

ایرانی ها بی حجاب میشن....خارجی ها با حجاب ........چرا؟واقعا چرا ؟

در حالی که دنیا به طرف حجاب و اسلام میرود زنان و دختران ما به طرف بی حجابی ووو............میروند.............چرا؟
 این هنرمند ایرانی - - - - - - اینم خواننده روسی ؟ !!!

وقتی گوگل روز قیامت به حرف میاد..

پس مرافب خودمون و اعمالمون باشیم ..

در ايران آزادي وجودندارد؟!

درايران آزادي وجود ندارد. اين جمله اي است كه شايد بارها و بارها از زبان خيلي ها شنيده باشيد .

ادامه نوشته

چرا گاهي نوجوانان نماز نمي خوانند ؟؟

وقتی نوجوان فاقد باور عمیق نسبت به خدا و معاد باشد نه پشتوانه‌ای از عشق دارد تا او را برانگیزد و نه خوف و هراس از بازخواست اخروی تا او را به ادای تکلیف دینی وادارد.

چرا کودکان و نوجوانان برای ادای فریضه نماز صبح بر نمی خیزند یا به سختی و با غرولند و پرخاشگری برمی خیزند؟ کم نیستند کودکان و نوجوانانی که نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء را با وجود تعداد بیشتر رکعتها‌ می‌خوانند، اما از خواندن نماز صبح اکراه دارند. حقیقت این است که خواب صبحگاهی شیرین و دلچسب است و به قول صائب:

آدمی پیر چو شد حرص جوان‌ می‌گردد خواب در وقت سحرگاه گران‌ می‌گردد
ادامه نوشته

دانشگاه یعنی آرایشگاه؟!

آن اول‌ها که وارد دانشگاه شدیم، گفتیم دیگر بیشتر مسیر را رفته‌ایم تا آدم حسابی شویم! گفتیم دیگر دانشجو وارد می‌شویم؛ دانشمند خارج می‌شویم!

چند صباحی گذشت تا دانستیم صرفه در این است که فرزند زمانه خویشتن باشیم! دانشمند زمانه شدن پیشکش! هرگاه خواستید بدانید مد روز لباس و آرایش چیست، ادامه تحصیل دهید! کافی است وارد دانشگاه شوید تا با انواع مدل‌های پوشش، با کمترین پارچه‌ها و مرغوب‌ترین رنگ‌ها آشنا شوید. اطلاع‌رسانی در حد المپیک!
دیگر تمرکزی می‌ماند؟!
با یک متخصص روانشناسی صحبت کردیم تا بدانیم اولاً چرا؟ واقعاً چرا؟ یعنی ریشه‌های روانشناختی این ماجرا کجاست؟ ثانیاً حالا که پوشش‌ها اینطور است، آیا می‌شود درس خواند؟ تمرکزی می‌ماند؟!
دکتر محمود برجعلی در پاسخ به این سؤال که چرا دختران این نحوه پوشش را انتخاب می‌کنند، می‌گوید: «حجاب فقط مختص خانم‌ها نیست؛ نوعی دیگر از پوشش برای آقایان هم باید باشد. تأکیدی که ما روی حجاب خانم‌ها می‌کنیم، ممکن است به نوعی مقاومت و بازدارندگی در آنها منجر شود.»

چرا دانشگاه؟
«نوجوان از محیط بعضاً بسته خانواده وارد دانشگاه می‌شود؛ دیگر خبری از آن مراقبت‌ها و حساسیت‌ها نیست. دانشجو شدن، جایگاهی اجتماعی برای افراد ایجاد می‌کند. این هم سبب می‌شود محدودیت خانواده‌ها کمتر شود و هم باعث می‌شود فرد احساس برتری کند. احساس می‌کند در یک موقعیت و پوزیشن جدید قرار گرفته؛ پس تیپ جدیدی می‌زند. از طرف دیگر الگو هم نقش خیلی مهمی را ایفا می‌کند. گروه هم‌سن و سال خیلی وقت‌ها برای فرد به منزله الگو قرار می‌گیرد. حالا این الگو هم می‌تواند مثبت باشد و هم منفی. به هر روی، اینجا یک دگردیسی فرهنگی برای فرد به وجود می‌آید. در دوران طاغوت شاید شرایط به این راحتی نبود تا افراد بتوانند فرزندانشان را تربیت دینی کنند. ولی همان نوجوان‌ها وقتی وارد دانشگاه شدند و به سال‌های دفاع مقدس رسیدند، دگردیسی مثبتی پیدا کردند و این آنها را به جبهه‌ها کشاند. پس این دگردیسی می‌تواند به شکل مثبت هم اتفاق بیفتد.»

چشم وگوش
دکتر برجعلی درخصوص تأثیر این نحوه پوشش روی تحصیل افراد معتقد است: «وقتی یک پسر وارد دانشگاه می‌شود، در سنی قرار دارد که اوج مسائل شهوانی است. از محدودیت خانواده خارج شده و وارد محیطی شده که ارتباطات در آنجا رودررو است. از طرف دیگر آقایان بیشتر از طریق چشم تأثیر می‌گیرند؛ بر عکس خانم‌ها که بیشتر از طریق گوش تأثیر می‌پذیرند. پس اگر خانم‌ها پوشش را رعایت نکنند، قطعاً تمرکز و توجه در آقایان کاهش پیدا می‌کند. علاوه بر این، طبق تحقیقات، خانم‌ها خودشان هم در این لباس‌ها راحت نیستند و بنا به گفته‌های خودشان، به دلیل فشار گروه هم‌سن و سال این لباس‌ها را می‌پوشند. شاید خودشان هم قبول دارند این نحوه لباس پوشیدن، فلسفه خوبی ندارد؛ اما به خاطر مد یا جلب توجه به این سمت کشیده می‌شوند.»

تو کاری با دلم کردی که فکرشم نمی‌کردم!
می‌پرسم چه باید کرد؟

دکتر محمود برجعلی پاسخ می‌دهد: «من معتقدم برخوردهای فیزیکی و سلبی که متأسفانه بعضاً در دانشگاه‌ها زیاد هم دیده می‌شود، اولاً جواب نمی‌دهد؛ ثانیاً اگر هم جواب دهد، کوتاه‌مدت و موقتی است. خیلی کم هستند بدحجابانی که از سر عناد و با یک نوع برنامه‌ریزی سعی در تخریب افکار جوانان می‌کنند. آنها که عناد دارند سرشاخه‌ها هستند. ولی در بدنه، واقعاً هیچ نگاه منفی متمردانه تعمدی در کار نیست. بیشتر این دخترها، اصلاً اطلاع ندارند این نوع پوشش چه تأثیری روی جنس مخالف دارد و چه بیماری‌ای برای جامعه درست می‌کند. مثلاً دختری ساده است که از شهرستان به محیط دانشگاهی آمده و به این شکل برمی‌خورد. باید قبول کنیم پوشش جذابیت ایجاد می‌کند. اگر کسی بخواهد به بهبود پوشش در جامعه کمک کند، بهتر است روش‌های مثبتی به افراد یاد دهد تا جذابیتی را که می‌خواهند، داشته باشند و هیجاناتشان ارضا شود. بخشی از این خودنمایشی‌ها به لحاظ روانشناختی، طبیعی است.

باید به روش‌های ایجابی جذبی عمل شود. در تعریف نوجوان می‌گوییم فردی نوجو است و چیزهای جدید را دوست دارد؛ همان بحث مد. آقای قرائتی اخیراً گفتند دانشجوها لباس‌های روشن بپوشند.خب این پیشنهاد خوبی است. حتی در مدرسه‌های ما دخترها مانتوهای تیره به تن دارند. خب این دلزدگی می‌آورد. پوشش باید فرحبخش و شاد و انرژی‌زا باشد. رفتارهای جزئی ما می‌تواند نگاه بچه‌ها را تغییر دهد. مراکز فرهنگی باید نگاه محبت‌آمیز و خیرخواهانه‌ای داشته باشند.اگر جامعه و دانشگاه بسته باشد و کسی نتواند در آنها اظهار وجود کند، فعالیت‌ها به طور زیرزمینی شکل می‌گیرد. یعنی تنها ظاهر کار را ساخته‌ایم؛ باطن همان است. پس اجبار باید مرحله آخر باشد. تازه آن هم برای آنان که سر عناد دارند وگرنه جوانانی که می‌بینیم، بچه‌های ساده و سالمی هستند؛ که فقط انگیزه‌های زندگی درشان ضعیف شده است. باید روی این انگیزه‌ها کار شود.»

بگذاریم درسشان را بخوانند!
اینکه آدم به‌روز باشد، اشکالی ندارد؛ ولی حتی منورالفکرها هم این را قبول دارند که هر لباس جایی و هر پوشش مکانی دارد! حتی در دانشگاه‌های خارج از کشور مسئله پوشش قانون‌هایی را به خود اختصاص داده است. در دانشگاه ایالتی فلوریدا برای دانشجویان فاقد پوشش مناسب نمره «صفر» لحاظ می‌شود! پس بیاییم هم خودمان درسمان را بخوانیم، هم بگذاریم درسشان را بخوانند!

چرا کراوات حرام است؟

سلام بعضی از مراجع کراوات رو حروم اعلام کردن کاملا درست ، اما هرکاری کردم دلیلش رو نتونستم قبول کنم.یعنی واقعا دلیلش همینه؟ فقط به خاطر شباهت به غربی ها؟آخه مگه میشه؟میدونم که در قرآن آیه ای در مورد این موضوع هست(یعنی این که نباید خودمون رو شبیه کفار کنیم)

ادامه نوشته

او که جمعه می آید

او که جمعه می آید

برای آمدنت دیر می شود، برگرد

زمان ز پرسه زدن سیر می شود، برگرد

در انتظار تو با کوله باری از وحشت

زمین دوباره زمین گیر می شود، برگرد

برای روشنی چشم آسمان، خورشید

میان چشم تو تکثیر می شود، برگرد

همیشه جای تو در لحظه هایمان خالیست

غروب جمعه که دلگیر می شود، برگرد

و جمعه ای که بیایی، تمام عرش خدا

به سمت خاک سرازیر می شود، برگرد

درنگ

همگی به صف ایستاده بودند تا از آنها پرسیده شود نوبت به او رسید : "دوست داری برروی زمین چکاره باشی؟ "

گفت:می خواهم به دیگران یادبدهم.پس پذیرفته شد ! چشمانش رابست ، دید به شکل درختی در یک جنگل بزرگ درآمده است. باخود گفت:حتما اشتباهی رخ داده است! من که این رو نخواسته بودم؟!

سالها گذشت تا اینکه یک روز داغ تبر رو روی کمرش حس کرد، باخود گفت: این چنین عمر من به پایان رسید. و من بهره یخود را اززندگی نگرفتم! بافریادی غم بار سقوط کرد و باصدایی غریب که ازروی تنش بلند میشد به هوش آمد!

حال تخته سیاهی بر دیوار کلاس شده بود!

خود رافراموش کن

در یکی از روزهایی که خدمت علامه جعفری بودم ;ایشان فرمودند:هرکاری که میکنید برای خدابکنید نه برای خودتان و نه حتی برای آیندگان. کارباید برای خداباشد و نیت باید خالص وجه الله باشد آنگاه افزودند نظام سرمایه داری میگوید برای خودت کار کن ونظام کمونیستی میگوید برای آیندگان کارکنید ولی اسلام این را نمیگوید ؛ اسلام میگوید برای خدا کارکنید.سپس از زندگی خود مثالی ذکر کردند که واقعا شنیدن داردایشان فرمودند آن زمانی که من در نجف شروع کردم به شرح مثنوی،یکی از بزرگان اهل معرفت در نجف به بنده گفت : فلانی اگر این چیز هایی که مینویسی روزی به نام کسی دیگر منتشر شد ویا اینکه گفتند مثلا ازپشت کوه  پیدا کردهایم و نمیدانیم نویسنده اش کیست ،شما دردرون خودت ببین نارضایتی و یا چیزی احساس میکنی یانه،اگر دیدی ناراضی بودی وعلاقمند بودی که به نام تو این کارها انجام شود پس بشوی این اوراق را و بریز دور آن هارا که زحمت بیهوده است و فایده ای ندارد ولی اگردیدی برایت هیچ مساله ای نیست که این ها به نام کس دیگر یمنتشر شود ویا بدون ذکر نام شما منتشر شود ویابدون ذکر نام شما منتشرگردد خوب پس ادامه بده  که برای خداست و ایشان فرمود من هم از ابتدا حقیقتا نیتی این چنین کردم که اگر این(شرح مثنوی)روزی به نام کس دیگر ی چاپ شد و و یا اصلا نام مرا ذکر نکردند برایم هیچ فرقی نکند. باتوجه به این حکایت کوتاه و آموزنده و تکان دهنده میتوان ادعا کرد که نمونه هایی از شرک در اعمال ما به شکل مخفی و آشکار وجوددارد که دست کم نقش کمالی عمل رااز میان میبرد و از تاثیر آن میکاهد